تفاوت خلع ید و تخلیه ید

تفاوت خلع ید با تخلیه ید

تفاوت خلع ید با تخلیه ید

آیا می دانید تفاوت خلع ید و تخلیه ید چیست؟

باید دانست یکی از دعاوی مطرح در حوزه ملکی دعوای خلع ید و تخلیه ید است.

بسیاری از افراد تفاوتی میان این دو اصطلاح قائل نیستند.

این افراد ممکن است دیگران را اشتباه راهنمایی کنند.

باید دانست این دو دعوی، در زندگی اجتماعی ما کاربردهای فراوان دارند.

در اغلب محاکم، پرونده های حقوقی بسیاری در این باب گشوده شده است.

در اینجا قصد داریم کمی در مورد این دو دعوی صحبت کنیم.

دعاوی خلع ید

دعاوی خلع ید فقط در مورد اموال غیر منقول قابل طرح است. دعوای خلع ید در مورد ملکی مطرح می شود که مورد تصرف غیر قانونی شخص دیگر قرار گرفته باشد.

در این خصوص ماده ۳۰۸ قانون مدنی مقرر می دارد:

«غصب، استیلا بر حق غیر است به نحو عدوان.

اثبات ید بر مال غیر بدون مجوز هم در حکم غصب است».

منشاء دعوای خلع ید و نحوه طرح دعوی

منشا دعوای خلع ‌ید، «غصب» است و هیچ قراردادی بین مالک و متصرف وجود ندارد.

نحوه طرح دعوی نیز به این نحو است که مالک مال غیرمنقول با در دست داشتن سند مالکیت به دادگاه محل وقوع مال غیرمنقول مراجعه می کند.

در آنجا با تنظیم دادخواست و طرح دعوی خلع ید به طرفیت (علیه) متصرف که در اصطلاح غاصب تلقی می‌شود، حق خود را مطالبه می‌کند.

اما به موجب بند ۲ از قسمت الف ماده ۷ آیین نامه اجرائی ماده ۱۸۹ قانون برنامه سوم توسعه:

دعوی خلع ید در صورتی که اصل مالکیت محل اختلاف نباشد در صلاحیت شورای حل اختلاف است.

شرط اصلی برای طرح دعوی خلع ید

شرط اصلی برای طرح دعوی مذکور، داشتن مالکیت بلامنازع است.

به این معنا که مالک باید سندی در دست داشته باشد که مالکیت او را به طور کامل ثابت کند.

در صورتی که فرد واقعا مالک باشد اما مدرکی برای اثبات آن نداشته و طرف مقابل نیز ادعای مالکیت را قبول نداشته باشد،

ابتدا مدعی مالکیت باید به دادگاه مراجعه و دعوای اثبات مالکیت مطرح کند.

سپس با گرفتن حکم قطعی اثبات مالکیت، دعوای خلع ید را در دادگاه  مطرح کند

پرداخت هزینه دادرسی در دعوی خلع ید

دعوی خلع ید، از جمله دعاوی اموال غیرمنقول مالی تلقی می شود.

این دعوا از نظر پرداخت هزینه دادرسی، بر مبنای ارزش معاملاتی املاک در هر منطقه عمل می‌شود و اختلاف یا عدم اختلاف در مالکیت تاثیری ندارد.

چنانچه ملکی به ثبت نرسیده و قانون ثبت هنوز در آن اجرا نشده باشد، داشتن سند مالکیت برای احراز مالکیت خواهان موضوعیت ندارد.

حکم قطعی محکمه دال بر اثبات مالکیت پیوست دادخواست می‌شود.

چنانچه خواهان با ارایه سند عادی در چنین املاکی مدعی مالکیت شده و تقاضای خلع ید کند، دادگاه به هر دو موضوع رسیدگی می کند.

در این موارد دادگاه پس از احرز مالکیت، حکم به خلع ید صادر می‌کند.

چنانچه ملک به ثبت رسیده اما سند رسمی به نام خواهان نباشد، وی می‌تواند دعوی الزام به تنظیم سند رسمی را توام با خلع ید مطرح کند.

مرجع رسیدگی‌کننده پس از احراز صحت وقوع بیع، ضمن الزام به تنظیم سند، حکم بر خلع ید را  نیز صادر می‌کند.

رسیدگی به دعوای خلع ید بدون تشریفات دادرسی در آیین دادرسی مدنی بوده و خارج از نوبت به عمل می آید.

اما باید برای آن هزینه دادرسی پرداخت نمود. اجرای حکم صادره در این دعوا فوری است و قبل از قطعیت حکم اجرا می شود.

امکان شکایت کیفری در دعوای خلع ید وجود ندارد.

دعوی تخلیه ید و موارد طرح آن

 دعوی تخلیه معمولاً در مورد دعاوی مالک و مستاجر مطرح می‌شود.

دعوای تخلیه زمانی به کار می رود که متصرف با انعقاد عقد اجاره ملکی را متصرف شده و در پی انقضای مدت عقد اجاره یا انحلال آن، مالک بخواهد عین مستاجره را از ید مستاجرخارج کند.

بدین ترتیب دعوای تخلیه برای رفع ید مستاجر از مورد اجاره اقامه می شود.

گاهی پیش می‌آید که هیچ قراردادی میان مالک و فردِ متصرف منعقد نشده است.

در این صورت، مالک برای تسلط بر ملک خود باید دادخواست خلع ید تنظیم و به دادگاه تقدیم کند.

قانون موجر و مستأجر

ماده ۱ قانون موجر و مستاجر مقرر می دارد:

هر محلی که برای سکنی یا کسب یا پیشه یا تجارت یا به منظور دیگری اجاره داده شده یا بشود،

در صورتی که تصرف ‌متصرف بر حسب تراضی با موجر یا نماینده قانونی او به عنوان ‌اجاره یا صلح منافع و یا هر عنوان دیگری به منظور اجاره باشد،

اعم‌ از اینکه نسبت به مورد اجاره سند رسمی یا عادی تنظیم شده یا نشده باشد،

مشمول مقررات این قانون است.

دعوای تخلیه هم در مورد اموال منقول و هم در مورد اموال غیر منقول مطرح می شود.

دعوای تخلیه یک دعوای غیر مالی است، بنابراین طرح این دعوا هزینه دادرسی کمتری دارد.

در مورد دعوای تخلیه هم نمی توان شکایت کیفری کرد و فقط باید دادخواست حقوقی داد.

اجرت المثل در هر دو دعوی

لازم به ذکر است چه در دعوای خلع ید و چه در دعوای تخلیه، خواهان دعوا (طرح‌کننده دعوا) می‌تواند در ازای مدت زمانی که خوانده (طرف مقابل دعوا) به ناحق در ملک تصرف داشته است، مبلغی پول از او مطالبه نماید.

به این پول اجرت‌ المثل می‌گویند.

اجرت المثل توسط کارشناس تعیین می‌شود.

در واقع اجرت‌ المثل معادل ارزش ملک موضوع دعوا برای مدتی است که به ناحق و بدون اذن و قرارداد در تصرف خوانده بوده است.

برای اطلاعات بیشتر حقوقی با کارشناسان ذیصلاح مشورت کنید

تفاوت خلع ید و تخلیه ید را تا حدودی دانستیم.

باید اعتراف نمود همه ما در زندگی با مشکلات زیادی مواجه می شویم.

اما بیشترمان برای کسب اطلاعات، راه درستی را انتخاب نمی کنیم.

یعنی به جای آن که به منابع معتبر و یا اشخاص کارشناس مراجعه کنیم نزد کسانی می رویم که اطلاعات نادرستی در این مورد دارند.

ما از شما می خواهیم در این موارد مسیر درست را انتخاب کنید.

در سورت تمایل با ما تماس حاصل کنید.

بازگشت به صفحه اصلی

رفتن به صفحه درخواست مشاوره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

2 − 1 =

فهرست
Call Now Button