حکم غیابی و حضوری و جهات و شرایط آن

با سلام.
کاربر گرامی لطفاً برای بهره مندی از خدمات وکالت و مشاوره با وکیل پایه یک دادگستری از ساعت 8 صبح تا 8 شب با شماره 09125453894 تماس بگیرید.

حکم غیابی و حضوری

حکم غیابی

حکم غیابی و شرایط اجرای آن آشنا شوید

جلسات دادگاه معمولاً با حضور طرفین دعوا و یا وکلای آنان برگزار میگردد. اما همیشه این امر محقق نمیشود. یعنی امکان دارد در برخی دعاوی ، خوانده و یا وکیل وی در جلسات حاضر نشوند. علاوه بر این ، ممکن است در مواردی ، اخطاریه ، به خوانده ابلاغ واقعی نشده باشد.

بنابراین اگر خوانده یا وکیل وی در هیچیک از جلسات دادگاه حاضر نشوند و اخطاریه نیز به آنان ابلاغ رسمی نشده باشد در این صورت حکم دادگاه به شکل غیابی خواهد بود.

ماده ۳۰۳ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر میدارد :

حکم دادگاه حضوری است مگر اینکه خوانده یا وکیل یا قائم‌مقام یا نماینده قانونی وی در هیچ‌یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و به طور کتبی نیز دفاع نکرده باشد یا اخطاریه، ابلاغ واقعی نشده باشد . اگر خوانده در جلسات دادگاه حاضر شود یا اخطاریه به وی ابلاغ شود حکم غیابی صادر نمیشود. بلکه حکم دادگاه حضوری خواهد بود.

در ادامه در مورد احکام غیابی و حضوری و موارد و شرایط آنها بیشتر توضیح خواهیم داد.

شرایط حکم غیابی در مرحله بدوی

شرایط حکم غیابی از قرار ذیل است و در صورت عدم وجود هر یک از پنج شرط زیر، رای دادگاه ، حضوری محسوب خواهد شد:

  1. خوانده در هیچ یک از جلسات دادرسی شرکت نکند.
  2. وکیل ، نماینده یا قائم مقام در جلسه دادرسی حضور نداشته باشد.
  3. خوانده لایحه دفاعیه تقدیم نکند.
  4. اخطار دعوت به جلسه دادرسی ، ابلاغ واقعی نشده باشد.
  5. حکم چه به صورت جزئی یا کلی ، علیه خوانده باشد.

تفاوت حکم حضوری و غیابی

  • در حکم حضوری ، طرفین دعوا یا وکلای آنها پیش از صدور رای ، در دادگاه حضور دارند و خوانده دعوا برای دفاع از خود لایحه ارسال میکند. اما در در حکم غیابی امکان دارد خوانده در جلسات دادگاه حاضر نشود و لایحه نیز ارسال نکند.
  • در احکام حضوری ، ابلاغیه جلسات دادگاه قبلاً به دست خوانده رسیده اما ممکن است در در احکام غیابی ، خوانده دعوا ابلاغیه را دریافت نکرده باشد.
  • واخواهی فقط مخصوص اعتراض به احکام غیابی است. در احکام حضوری امکان واخواهی برای خوانده دعوا وجود ندارد.

دیوان عالی کشور در رأی شماره ۶۷۰۷/۳۱۰ خود می‌گوید:

حضوری و غیابی بودن هر حکمی تابع کیفیت و نفس‌الامری آن حکم است . بنابراین در هر حکم غیابی ولو هم خلاف واقع ، حضوری بودن قید شده باشد، قابل اعتراض است و به هر حال اصدار حکم حضوری به جای غیابی و بالعکس موجب نقض خواهد بود.

لذا باید توجه داشت که رأی صادرشده از طرف دادگاه هیچ‌‌گاه در خصوص شاکی یا خواهان، غیابی محسوب نمی‌شود و فقط می‌تواند حق تجدیدنظرخواهی برای وی ایجاد شود و نه حق واخواهی .

واخواهی از احکام غیابی

شاید تا به حال اصطلاح واخواهی را شنیده باشید. هر گاه خوانده یک دعوا شرایط حکم غیابی را داشته باشد یعنی در جلسات دادگاه حضور نداشته باشد و از دیگر شرایط حکم غیابی نیز برخوردار باشد ، میتواند به عنوان غایب جلسات دادگاه و دریافت کننده ابلاغ حکم غیابی ، نسبت به آن حکم ، واخواهی کند.

در حقیقت ، واخواهی یعنی اعتراض محکوم علیه غایب به حکم غیابی صادر شده از طرف دادگاه بر علیه او .

در قانون آیین دادرسی مدنی ، واخواهی به اعتراضی گفته میشود که محکوم‌علیه غایب نسبت به حکم غیابی مطرح می‌کند . این اعتراض در همان دادگاه صادرکننده حکم مورد رسیدگی قرار میگیرد.

ماده ۳۰۵ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر میدارد:

تنها نسبت به احکام ، آن هم احکام غیابی می‌توان واخواهی کرد. دادگاه صادرکننده رأی غیابی باید در رأی خود به غیابی بودن و حق واخواهی محکوم‌علیه اشاره کند. چنانچه دادگاه بر اثر اشتباه ، رأی غیابی را حضوری یا بالعکس اعلام کند نیز تأثیری در ماهیت امر ندارد.

مهلت واخواهی از احکام غیابی برای کسانی که مقیم کشورند 20 روز و برای کسانی که خارج از کشور اقامت دارند دو ماه از تاریخ ‌ابلاغ واقعی خواهد بود. مگر اینکه معترض به حکم ، ثابت کند عدم اقدام به‌ واخواهی در این مهلت به‌ دلیل عذر موجه بوده است. در این ‌صورت باید ‌دلایل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهی به دادگاه صادرکننده رأی اعلام کند.

مهلت واخواهی و جهات آن

طبق ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی، مهلت واخواهی از احکام غیابی برای کسانی که مقیم کشورند، ۲۰ روز و برای کسانی که خارج از کشور اقامت دارند، دو ماه از تاریخ ‌ابلاغ واقعی خواهد بود؛ مگر اینکه معترض به حکم ثابت کند عدم اقدام به‌ واخواهی در این مهلت به‌ دلیل عذر موجه بوده است.

در این ‌صورت باید ‌دلایل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهی به دادگاه صادرکننده رأی اعلام کند. اگر دادگاه ادعا را موجه تشخیص داد، قرار قبول‌ دادخواست واخواهی را صادر می‌کند و اجرای حکم نیز متوقف می‌شود.

جهات قانونی عدم واخواهی

مرضی که مانع از حرکت است .

فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد .

حوادث قهریه از قبیل سیل ، زلزله و حریق .

توقیف یا در حبس بودن .

حکم غیابی در مرحله تجدیدنظر

فرض نمایید خوانده یک دعوا در هیچیک از جلسات دادگاه بدوی حاضر نشود . همچنین لایحه‌ای نیز در دفاع از دعوا ارسال نکند.

همچنین به فرض آنکه حکم دادگاه بدوی علیه خوانده ، نباشد و خواهان دادگاه بدوی ، مبادرت به تقدیم دادخواست تجدیدنظر ‌کند. اما تجدیدنظرخوانده باز هم پاسخی ندهد. در این صورت ، چنانچه دادگاه تجدیدنظر ، رأی بدوی را فسخ کرده و به صدور رأی به نفع تجدیدنظرخواه مبادرت کند ، حکم صادره غیابی است.

مطلب مفید | تجدید نظرخواهی از احکام حقوقی

ماده 364 قانون آیین دادرسی مدنی در این خصوص مقرر می‌دارد:

در مواردی که رأی دادگاه تجدیدنظر مبنی بر محکومیت خوانده باشد و خوانده یا وکیل او در هیچ یک از مراحل دادرسی حاضر نبوده و لایحه دفاعیه یا اعتراضیه‌ای هم نداده باشند، رأی دادگاه تجدیدنظر ظرف مدت 20 روز پس از ابلاغ واقعی به محکوم‌علیه یا وکیل او، قابل اعتراض و رسیدگی در همان دادگاه تجدیدنظر است. رأی صادره قطعی است.

شرایط لازم برای اعتراض به رای دادگاه تجدید نظر

به موجب ماده مورد نظر ، در صورت عدم وجود هر یک از سه شرط زیر رای دادگاه تجدید نظر ، حضوری محسوب خواهد شد :

  1. رای دادگاه تجدید نظر مبنی بر محکومیت خوانده باشد.
  2. خوانده یا وکیل یا قائم مقام قانونی وی در هیچیک از جلسات حضور نداشته باشد.
  3. لایحه دفاعیه و یا اعتراضیه‌ای هم نداده باشند.

بنابراین در مرحله تجدیدنظر ابلاغ واقعی اخطاریه مانع اعتراض به رأی نخواهد بود، بلکه عدم حضور خوانده در هیچ یک از مراحل دادرسی و عدم ارسال لایحه دفاعیه یا اعتراضیه، سبب میشود که محکوم علیه حق داشته باشد نسبت به رأی صادره در همان دادگاه اعتراض نماید.

اجرای حکم غیابی

در ارتباط با اجرای حکم غیابی ، تبصره ۲ ذیل ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر می‌دارد:

اجرای حکم غیابی منوط به معرفی ضامن معتبر یا اخذ تامین متناسب از محکوم‌له خواهد بود مگر اینکه دادنامه یا اجراییه به محکوم‌علیه غایب، ابلاغ واقعی شده باشد و نامبرده در مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ دادنامه واخواهی نکرده باشد .

اما در مورد ضامن معتبر باید گفت که ضابطه مدون و مشخصی مبنی بر اینکه ضامن معتبر کیست، وجود ندارد اما باید ملائت و اعتبار چنین ضامنی احراز شود تا در صورت نقض دادنامه غیابی و ورود خسارت به محکوم‌علیه غیابی، توان جبران خسارت مقرر را داشته باشد.

در انتها توجه به این نکته ضروریست که احراز ملائت و اعتبار ضامن مذکور همانند اخذ تأمین کفالت در مسایل کیفری، با مقام قضایی ذی‌ربط است و مدت تأمین یا ضمانت مأخوذه در تبصره ۲ ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی نیز معلوم نیست.

بدین لحاظ به‌نظر می‌رسد تا زمانی که حکم غیابی به محکوم‌علیه غایب ابلاغ واقعی نشده است، در نتیجه مدت واخواهی و تجدیدنظرخواهی نیز سپری نشده و تأمین مأخوذه به قوت خود باقی خواهد بود؛ نظریه شماره ۹۰۱/۷- مورخ ۱۷ اردیبشهت سال ۱۳۸۱ اداره‌ حقوقی قوه قضاییه نیز تاییدی بر همین مطلب است .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.